بازگشت
وقتی تصمیم میگیری که دوباره بعد از حدود دو سال شروع کنی در وبلاگی که سه سال پیش اولین پستش را نوشته بودی حرفهایی بزنی حتما باید توجیهی داشته باشی. هر چند این توجیه، توجیهی شخصی باشد. امروز که من یعنی امین این پست را می نویسم، خیلی چیزها در زندگی فردی و اجتماعی من تغییر کرده است. تغییراتی که باعث شده تا میدان های اجتماعی که در آن ها زیست میکردم و از آنها هویت میگرفتم و در واقع با آنها درگیر بودم به طور محسوسی گسترده تر و پیچیده تر شود. دلیل اصلی آغاز دوباره من همین پیچیدگی محسوسی است که هر روز با آن درگیر هستم. وبلاگ همچنان برای من کارکردهای زیادی دارد. اما دو چیز وجود دارد که امروز بیش از موارد دیگر محرک من برای دوباره نوشتن می شود. اولین آنها تجربه های نویی است که در ادامه گستردگی عرصه های زندگی فردی و اجتماعی ام با آنها مواجه بودم. دومین مساله چیزی است که من نامش را میگذارم "نظم بخشی به خود". این مورد دومی هم در نسبت با مورد اول مشخص میشود. امروز نیاز دارم تا فهمی دقیق و ساختار مند تر ازخود و محیط داشته باشم. تنظیم رابطه "خود" در نسبت با هر یک از این میدان های اجتماعی جدید برای انتخاب رویکرد مناسب در عمل از یک سو و نکات جالب و جذابیت هایی که در این تجربه ها وجود دارد به نظرم دلایل خوبی هستند تا دوباره بنویسم. بخشی صرفا برای خودم و بخشی هم برای خودم و دیگران. ترجیح میدهم بیش از این توضیح ندهم. در خلال نوشتن هایم همه چیز روشن تر خواهد شد. هم برای خودم و هم برای دیگران.
